|
با آنكه پيامبر(ص) همواره رعايت حال زنان را توصيه ميكرد و زدن
ايشان را كار اشرار ميدانست. ] 52 [ صحابي بزرگ عمر بن خطاب پس از
سالها مسلماني، هنگامي كه آن حضرت از همسران خود دلگير شده و از
آنان كناره گرفته بود، نزد ايشان آمد و پس از آنكه حضرت را به
ضرب و شتم زنان توصيه كرد، گفت: اي رسول خدا من جميله بنت ثابت
را چنان سيلي زدم كه با صورت بر زمين افتاد، زيرا از من چيزي
خواسته بود كه قادر به انجامش نبودم. ] 53 [ هنگامي كه عمر به
خواستگاري عاتكه بنت زيد بن عمرو رفت، عاتكه با وي شرط كرد كه از
رفتنش به مسجد ممانعت نكند و نيز او را كتك نزند و عمر با اكراه
شرايط وي را پذيرفت. ] 54 [
عمر علاوه بر اينكه همسران خود را كتك ميزد، در وقت مقتضي ديگر زنان مسلمان را نيز با تازيانه ميزد. ] 55 [ هنگامي كه زنان در مرگ رقيه دختر پيامبر(ص) عزاداري ميكردند، عمر آنان را با شلاق تنبيه كرد. ] 56 [ او حتي پيش از نزول آيات حجاب بر حسب تعصب و غيرت شخصي خود زنان را به رعايت آن وادار ميكرد. روزي زنان قريش مشغول گفتگو با پيامبر(ص) بودند كه عمر اجازهي ورود خواست. زنان همگي حجاب گرفتند. ] 57 [ هنگامي كه عمر وارد شد، پيامبر(ص) را ديد كه لبخند بر لب دارد، علت را جويا شد، حضرت فرمود: به اين زنان كه با شنيدن صداي تو حجاب گرفتند، ميخندم، عمر خطاب به ايشان گفت: اي دشمنان خويشتن آيا از من حساب ميبريد و از رسول خدا خير؟ زنان گفتند: آخر تو خشنتر و تندخوتر از رسول خدايي. ] 58 [ زبير صحابي ديگر پيامبر(ص) نيز نسبت به زنان بسيار خشن و سختگير بود، اما ميكوشيد كه پيامبر(ص) از آن مطلع نگردد. ] 59 [ او زنان خود را كتك ميزد و گاه چوب بر سر ايشان ميشكست. ] 60 [ ابن عمر صحابي ديگر پيامبر(ص) نيز به گفتهي خود، از ترس آن حضرت و نزول وحي الهي نميتوانست چنان كه مايل بود با زنان خود رفتار كند. او پس از رحلت پيامبر(ص) به اين خشونت جاهلي اينگونه اقرار كرده است: «ما مردان در عصر پيامبر(ص) از بيم آنكه مبادا در مذمّتمان آيهاي نازل شود، مراقب حرف زدن و رفتار خويش با زنان بوديم ولي همين كه پيامبر(ص) درگذشت، دست و زبان به روي ايشان گشوديم». ] 61 [ گاه حتي خود زنان، مردان را به ديدهي برتر مينگريستند. هنگامي كه آيهي «النّبي اولي بَالموُمنين مِن اَنفُسِهِم و ازاوجُهُ اُمِّهاتُهُم» ] 62 [ نازل شد، زني خطاب به عايشه گفت: يا امه! و عايشه در پاسخ گفت: من مادر مردان شما هستم نه زنانتان. ] 63 [ بسياري از مردان كه متأثر از غيرت عصر جاهلي بودند، حتي در عصر پيامبر(ص) و با و جود تأكيدات فراوان وي مبني بر حضور زنان در مسجد و عدم ممانعت مردان از آن، نسبت به خروج زنان خود از منزل، حساسيت نشان ميدادند. عمر از رفتن همسر خود به مسجد، رضايت نداشت. اما تنها به خاطر دستور پيامبر(ص) او را از اين كار نهي نميكرد. ] 64 [ زبير نيز براي انصراف همسر خود از رفتن به مسجد، به حيلهاي متوسّل گرديد. شبي هنگام رفتن همسرش به مسجد، به گونهاي ناشناس راه را بر او گرفت و متعرّض وي گرديد زن كه از اين رفتار زشت كه به گمانش بيگانهاي با او انجام داده، بسيار متأثر شده بود با خود گفت كه زمانه عوض شده و مردم فاسد شدهاند و ديگر براي نماز عشا به مسجد نرفت. ] 65 [ بعدها چنان شد كه وقتي عبداللّه بن عمر حديث پيامبر(ص) «لاتمنعوا إماء اللّه أن يصلّين في المسجد» ] 66 [ را نقل ميكرد، پسر وي بيتوجه به فرمان رسول خدا(ص) گفت: اما من ايشان را از رفتن به مسجد باز ميدارم. ] 67 [ همچنين گويند كه چون ابن عمر به نقل از پيامبر(ص) گفت كه زنانتان را اجازه دهيد شب هنگام به مسجد بيايند، پسرش به اعتراض گفت: به خدا قسم اجازه نميدهيم به مسجد روند و آن را وسيلهي فريب و نيرنگ قرار دهند. ] 68 [ بدين ترتيب زنان از مهمترين تعليم و تعلّم - مسجد - به دور ماندند و از فرهنگ و معارف اسلامي محروم شدند. به زودي سنّت پيامبر(ص) در مورد حضور زنان در مسجد، با وجود تأكيدات مكرر آن حضرت چنان مغفول و متروك گرديد كه كسي باور نميكرد، زنان در عصر ايشان به مسجد ميرفتهاند. تا جايي كه مردي از انس بن مالك صحابي پيامبر(ص) ميپرسد: آيا زنان در نماز جماعت رسول خدا(ص) حاضر ميشدند؟ و انس پاسخ ميدهد: شگفتا ] از اين پرسش [ ! اگر زنان به مسجد نميرفتند چگونه پيامبر(ص) ميفرمود: بهترين صف زنان، صف آخر و بدترين صف آنان صف اول؛ و بهترين صف مردان صف اول و بدترين صف ايشان صف آخر است. ] 69 [ با توجه به اينكه پس از پيامبر(ص) عمده سياستگذار جامعه اسلامي، عمر بن خطاب بوده و سنّت وي - به همراه سيرهي ابوبكر - حتي پس از مرگش با عنوان «سنت شيخين» در كنار «كتاب خدا» و «سيره پيامبر(ص)» مطرح ميشده ] 70 [ و خلفاي بعدي موظّف به رعايت آن بودهاند، آگاهي از ديدگاه و عملكرد وي نسبت به زنان ضروري ميباشد. زماني كه عمر به خلافت رسيد با اقتدار بيشتري به ايدههاي خود جامعه عمل پوشاند. ] 71 [ تأكيد بر روشن نمودن ديدگاه عمر نسبت به زنان با توجه به سيطره سياسي او بر جامعه پس از پيامر(ص) امري ضروري و معقول است و با تبيين آن ميتوان دانست كه زن در اين دوره از چه پايگاه اجتماعي برخوردار بوده و به تبع آن ميتوان حدس زد كه وضعيت علمي و فرهنگي او چگونه بوده است. عمر ميگفت: «با زنان حديث عشق مگوييد تا دل ايشان تباه نشود، كه زنان همچون گوشتند بر صحرا افكنده، نگاه دارندهي ايشان خداي است.» ] 72 [ عمر زنان را به زشتي توصيف ميكرد و مردان را به زشت رفتاري با ايشان فرا ميخواند. او ميگفت: «زنان عوراتاند، يعني عيبهايند پس ايشان را زن بارداري كه به نزد عمر فرا خوانده شده بود، از هيبت خليفه جنين خود را سقط نمود. ] 73 [ برخوردهاي تند خليفه تا آنجا پيش رفت كه مردم از عبدالرحمن بن عوف خواستند به نزد خليفه رفته و بگويد كه دختران پشت پرده نيز از او ترسيدهاند، دست از خشونت بردارد. ] 74 [ اين تماماً همان چيزي بود كه در عصر جاهليت وجود داشت. يعني تحقير زنان، رفتار خشونتآميز نسبت به ايشان و شخصيت انساني قائل نبودن براي آنان و... لذا وقتي علي(ع) به خلافت نشست در نخستين خطبهي خود از متروكشدن و ارزشهاي اسلامي و بازگشت جاهليت پيشين اينگونه ياد كرد: «الا و انَّ بَلِيَّتِكُم قَد عادَت كَهَيئَتَها يَومَ بَعَثَ اللّهُ نَبِيّكُم (صلّياللّهُ عَلَيهِ وَ آلهِ) آگاه باشيد كه محنت و بلاي شما بازگشته است مانند محنت و بلاي روزي (عصر جاهليت) كه خداوند پيامبر شما را برانگيخت. ] 75 [ بازگشت جاهليت در تمامي ابعاد زندگي مسلمانان تأثير خود را بر جاي گذاشت. انحطاط منزلت زن در جامعه و نيز در خانواده در اثر اختلال در روند تعميق فرهنگ اسلامي بعد از پيامبر(ص) از جمله پيآمدهاي آن بود. ] 76] پانوشتها
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17  توسط علی
|
چه خوش است حال مرغي كه قفس نديده باشد و نكوترآنكه مرغي زقفس پريده باشد پروبال مابريدندودرقفس گشودند چه رها،چه بسته مرغي كه پرش بريده باشد من ازآن يكي گزيدم كه بجزيكي نديدم كه ميان جمله خوبان بصفت گزيده باشد من اگرچه بردرختم ولي آن سياه بختم كه رسيده باغبان وثمري نچيده باشد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16  توسط علی
|
من می خوام اینو بگم که واقعا این آقایونی که رئیس جمهور می شن ، خداییش ایثار می کنن، خداییش گذشت می کنند ، خداییش از همه چیزشون می گذرند، و
و خداییش خدا هم خیلی مشتیه ها که چنین آدم هایی رو خلق کرده
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15  توسط علی
|
ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 18  توسط علی
|
كتاب ما چگونه ما شديم نوشته دكتر صادق زيبا كلام در سال 1377 در مورد مسئله ريشه يابي علل توسعه نيافتگي در ايران به شش فصل و يك مقدمه تقريبا طولاني تقسيم مي شود. در بخش مقدمه نويسنده با طرح سؤالاتي در خصوص عقب ماندگي ايران در عصر قاجار، خواننده را با اين سؤال روبرو مي كند كه علت آن عقب ماندگي چه بوده است؟ سپس به نقد پاسخهايي كه به اين سؤال داده شده است مي پردازد. از جمله مي نويسد كه يكي از متداول ترين پاسخ ها در ميان ايرانيان آن است كه استعمار را علت اين عقب ماندگي مي داند. اما نويسنده مرتبط دانستن عقب ماندگي ايران با عامل بيروني يعني دخالت هاي استعماري قدرتهاي بيگانه را خطا دانسته و معتقد است كه تز "استعمار – عامل – عقب ماندگي" بسياري از سؤالاتي را كه در خصوص عقب ماندگي ايران مطرح هستند بدون پاسخ مي گذارد. چهار فصل بعدي هم به تشريح علل عقب ماندگي ايران از ديد نويسنده است. در كتاب ما چگونه ما شديم در خصوص مسئله ريشه يابي علل توسعه نيافتگي در ايران يك نوآوري را مي توان مشاهده كرد. اگر چه موضوع عقب ماندگي يا توسعه نيافتگي ايران جديد نيست اما مي توان گفت كه در اين كتاب به موضوع كاملا تازه اي اشاره شده است و بر خلاف آثارديگرعلت عقب ماندگي ايران را در عوامل داخلي و ويژگي هاي درون جامعه ايران ديده است به عبارتي به بررسي اين سوال پرداخته است كه جامعه ايران "چگونه" جامعه اي بوده است و اين "چگونه بودن" را كدامين اسباب و علل سبب شده اند. منسجم ترين و در عين حال متداولترين مدل تحليلي كه تا كنون در ايران وجود داشته ماركسيسم بوده است. اين نظريه از اوائل قرن بيستم و به همراه نهضت مشروطه توسط انقلابيون ايراني سوسيال دمكرات و بعدها بلشويكها و طرفداران لنين كه عمدتاً آذري تبار و شمالي مهاجر به قفقاز بودند، وارد ايران شد. در يكي دو دهه بعد از مشروطه گرديدند. اما با سقوط ديكتاتوري در شهريور 1320 ماركسيسم به صورت تفكر غالب و رايج در ميان تحصيل كردگان و روشنفكران ايران درآمد. اصول و تفكرات ماركسيستي، جهان بيني بخش وسيعي از متفكران جوان و انقلابي ايران شكل داد. ماركسيسم تاريخ و تحولات يك جامعه را بي هدف نمي داند بلكه براي آن يك قالب و چارچوبه معين مي سازد. عليرغم اصرار و تكرارش مبني بر "علمي بودن" و "واقع گرايي" در ماركسيسم در مقولات "ايده اليستي" (عليرغم ضديت بنيادينش با ايده اليزم) و آرامان گرايانه اي همچون "رفع ستم طبقاتي" "احقاق حق و حقوق زحمتكشان و رنجبران" "از ميان برداشتن ظلم و تبعيضات اجتماعي اقتصادي"، "محو استثمار فرد از فرد" و ... خلاصه مي شود. با در نظر گرفتن اين واقعيت كه بسياري از كشورهاي جهان سوم با فقر، بيكاري، عقب ماندگي، فاصله ض"رفع ستم طبقاتي" "احقاق حق و حقوق زحمتكشان و رنجبران" "از ميان برداشتن ظلم و تبعيضات اجتماعي اقتصادي"، "محو استثمار فرد از فرد" و ... خلاصه مي شود. با در نظر گرفتن اين واقعيت كه بسياري از كشورهاي جهان سوم با فقر، بيكاري، عقب ماندگي، فاصله طبقاتي، انواع و اقسام محروميتهاي شديد اجتماعي، ظلم و ستم و نابرابري هاي عميق اقتصادي و اجتماعي روبرو هستند، مقبوليت ايدئولوژي كه نويد ساختن جامعه اي "ايده آل" را مي دهد كه عاري از فقر و هرگونه ظلم و ستم طبقاتي باشد، چندان هم تعجب آور نيست. بنابراين از اين ديد نيز ماركسيسم در ايران با اقبال زيادي روبرو شد. اين مقبوليت باعث آن شد تا بسياري از ايده ها و انديشه هاي ماركسيسم – لنينيزم به تفكرات و جريانات سياسي ديگر نيز راه يابد. يافتن رد پاي اين آراء در جريانات ملي و مذهبي حتي بعضاً جريانات محافظه كار در ايران نياز به تلاش زيادي ندارد
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 18  توسط علی
|
وقتی صدای خرد شدنت زیر پای عابران زیباترین صدای پاییز است دیگر چه فرق می کند که برگ سبز کدامین درخت باشی
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 16  توسط علی
|
ما آدمیان را چه شده
خدا به خاطر ما ابلیس را طرد کرد، ما به خاطر ابلیس خدا را ترک!
خدا مشتاق بازگشت ماست باشد که باز گردیم!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14  توسط علی
|
فلسفه روزه داري ، تکامل جسم و جان است . چرا که گفته اند :
عقل سالم در بدن سالم است . دانشمندان اسلامي و غيراسلامي در اين باره جزوه
ها و کتاب هاي زيادي نوشته اند و برخي از آثار آن را بيان کرده اند ؛ از جمله
: رفع سوء هاضمه ، تقويت بهداشت عمومي ، جلوگيري از آپانديس ، پاک سازي
مجاري ادرار ، رفع بيماريها و امراض جلدي و دفع چربي هاي زايد . روزه در
درمان بيماري هاي غيرقابل علاج مؤثر است . به هر حال نقش روزه داري در سلامت
تن و تکامل روح غير قابل انکار است . پيامبر ( ص ) فرمودند : ( صومو تصحوا ؛
روزه بگيريد تا سلامت شما تضمين شود . ) شايد به همين دليل باشد که قضاي روزه
واجب است . حتي زن حائض که قضاي نمازهايش بر او واجب نيست ؛ اما قضاي روزه
هاي نگرفته بر او واجب است . روزه تمام دستگاههاي بدن ، بافت ها ، رگ ها و
غده ها ، اعصاب ، اجزاي بدن ، روده ها و شرايين را از خستگي بيرون مي آورد .
زيرا در اثرعمليات مداوم و شبانه روزي ، قسمت هاي مختلف بدن ، سست و ضعيف مي
گردد .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 2  توسط علی
|
پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد. دست برد و از جیب کوچک جلیقه اش سکه ای بیرون آورد. در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: «صدقه عمر را زیاد می کند.» منصرف شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 5  توسط علی
|
بدا به حالت که عشق افطار رو با خوردن عوض می کنی
بدا به حالت که روزه رو زجر می دونی
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 6  توسط علی
|
رمضان هم از راه رسید
خدایا ممنونتم که باز روزه می گیرم خدایا ممنونتم که باز گناه نمی کنم ممنونتم که باز خاک نشسته بر قرآنت رو پاک میکنم خدایا منو همیشه رمضانی نگه دار آمین
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 6  توسط علی
|
....می خواهند بنزین را لیتری ۱۵۰۰ تومان کنند
....تورم ۱۰۰ برابر می شود ....نان قرصی ۱۵۰ تومان می شود خدا وکیلی از این طرح اطلاع کامل داری این حرفها رو به خلق الله می زنی ، ناامیدشون می کنی یا فقط ...... می دونی با این طرح ۷۰درصد یارانه ای که به دست اهلش نمی افتاد به اهلش ان شاالله برمی گرده می دونی با این طرح رقابت بین تولیدکنندگان بوجود میاد و این یعنی پیش به سوی کیفیت می دونی مردم حق انتخاب کالا پیدا می کنند می دونی...
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 6  توسط علی
|
الهی ؛ شکرت که حقیر و فقیرم نه امیر و وزیر
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 1  توسط علی
|
سهراب بیا که آب را گل کردند
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 1  توسط علی
|
مرگ امواج از دریا پرسیدم : که این امواج دیوانه تو ، از کرانه ها چه می خواهند ؟ چرا اینان پریشان و دربه در ، سر به کرانه های از همه جا بی خبر می زنند؟ دریا در مقابل سوالم گریست ! امواج هم گریستند ... آن وقت دریا گفت : که طعمه مرگ تنها آد مها هستند امواج هم مانند آد مها میمیرند و این امواج زنده هستند که لاشه امواج مرده را شیون کنان به گورستان سواحل خاموش می سپارند !
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 15  توسط علی
|
بدون شرح ... دشمنای انقلاب ترسو های بی پدر آهای غنیمت خورا بپا بابا یواشتر ای که به این انقلاب چسبیدین عین کنه خط و نشون می کشی النگو هات نشکنه فکر می کنی علی رو حالا تنها می زاریم ما اهل کوفه نیستیم دخلتونو میاریم
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 0  توسط علی
|
" عبرت " سلمان در فکر قیامت : روزی در خانه ی محقر سلمان آتش سوزی شد . او شمشیر و قر آن خود را برگرفت و از خانه خارج شد در حالی که می گفت : "این گونه سبک باران در روز قیامت نجات میابند "
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 1  توسط علی
|
بدون شرح ... جمجمک برگ خزون آدما پیر و جوون طشون یه آسمون تو سرو سینه زدن دست به دست هم دادن تا مشایعت کنن همه بیعت بکنن تا علی قلب تو شاد ما مرید و تو مراد ما مرید و تو مراد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 1  توسط علی
|
یا حق گناه چرا !!! اگر امروز گناه از در و دیوار شهر و محله مون بالا می ره و هیچکدوم از کو چه هامون بوی امام زمان (عج) رو نمی ده ، مال اینه که من و تو دست رو دست گذاشتیم و جلوی دشمن کم آوردیم راحتی رو به سختی ترجیح دادیم و یادمون رفته از نسل طوفانیم ... باید دست به دست هم بدیم و یادمون بیاد وجب به وجب این خاک روش خون شهید ریخته شده اگه نجنگیم شرمنده شهدا و اهل بیت (ع) می شیم .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 1  توسط علی
|
گوناگون خدا از من پرسید : دوست داری با من مصاحبه کنی؟ " پاسخ دادم " : اگر شما وقت داشته باشید " خدا لبخندی زد و پاسخ داد " زمان برای من ابدیت است .... چه سوالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی ؟ من سوال کردم : چه چیزی در آدم ها شما را بیشتر متعجب می کند ؟ خدا جواب داد اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگتر شوند .... و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند . اینکه سلامتی خود را به خاطر به دست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج میکنند تا سلامتی از دست رفته ی خود را بازیابند . اینکه با نگرانی به آینده فکر میکنند و حال خود را فراموش می کنند به گو نه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند اینکه به گو نه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد . و به گونه ای میمیرند که گویی هرگز نزیسته اند .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 1  توسط علی
|
آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند: E = M.C2 >> M = E :C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..
منبع:rexpert.ir
+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 9  توسط علی
|
دو دوست سوار تاکسی شدند
حالا می خوان پیاده شن هر دو با هم پول به راننده می دن این میگه مال منو بگیر و اون هم ...... بابا ول کنید این تعارف بازی ها رو
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 10  توسط علی
|
تو اگر در تپش باغ خـــــــــدا را ديدي همت كن.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 9  توسط علی
|
ماه بالاي سر آبادي است ، اهل آبادي در خواب. روي اين مهتابي ، خشت غربت را مي بويم. باغ همسايه چراغش روشن، من چراغم خاموش ، ماه تابيده به بشقاب خيار ، به لب كوزه آب. غوك ها مي خوانند. مرغ حق هم گاهي. كوه نزديك من است : پشت افراها ، سنجدها. و بيابان پيداست. سنگ ها پيدا نيست، گلچه ها پيدا نيست. سايه هايي از دور ، مثل تنهايي آب ، مثل آواز خدا پيداست. نيمه شب با يد باشد. دب آكبر آن است : دو وجب بالاتر از بام. آسمان آبي نيست ، روز آبي بود. ياد من باشد فردا ، بروم باغ حسن گوجه و قيسي بخرم. ياد من باشد فردا لب سلخ ، طرحي از بزها بردارم، طرحي از جاروها ، سايه هاشان در آب. ياد من باشد ، هر چه پروانه كه مي افتد در آب ، زود از آب در آرم. ياد من باشد كاري نكنم ، كه به قانون زمين بر بخورد . ياد من باشد فردا لب جوي ، حوله ام را هم با چوبه بشويم. ياد من باشد تنها هستم. ماه بالاي سر تنهايي است.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 10  توسط علی
|
به نظر شما بهترين قرايت هاي قران را چه كسي دارد؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 6  توسط علی
|
نظر شما درباره عشق هاي خياباني چيست؟
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 8  توسط علی
|
شطرنج حرام است. دوستان عزيز مسلمان امام صادق(ع) فرمودند: هر كس به صفحه شطرنج نگاه كند؛ مثل اين است كه به شرمگاه مادرش نگاه مي كند . در اين باره سه استفتاء از حضرت امام (ره) شده كه يكي از آنها شبهه انگيز است و آن استفتاء اين است. با توجه به اينكه امروزه شطرنج به كلي از آلات قمار خارج شده و تنها به عنوان يك بازي فكري محسوب ميگردد نظر جناب عالي در باره استفاده از آن چيست؟ پاسخ: بر فرض مذكور اشكال ندارد. بعد از اين پاسخ يكي از روحانيون نامه اي به امام نوشت و از ايشان توضيحي خواسته بود كه امام در پاسخ فرمود عبارت بر فرض مذكور در پاسخ استفتاء بايد مورد دقت قرار گيرد يعني شطرنج آلات قمار نباشد آن هم نه در ايران بلكه در كل دنيا و ميدانيم كه شطرنج بدون شك از آلات قمار است. استفاده از شطرنج به هر نحو (با برد و باخت يا بدون آن )حــــــــــــــــــــــرام است عزيزم بازي نكن.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 1  توسط علی
|
من تازه كارم اما قول مي دهم كه فوت و فن وبلاگ نويسي رو زود ياد بگيرم و در خدمت شما باشم.
هدف من از ايجاد اين وبلاگ خدمت به اسلام است.
مرا راهنمايي كنيد.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 9  توسط علی
|
|
|